باغمزار ویرانی …!! دقیقا قبل از بازدید نقش یک آدم بلاتکلیف را داری! نمی دانی قرار است یک باغ را ببینی یا یک ویرانی را ! شاید هم مزاری که ویران شده و بعدها باغ شده! … باغمزار ویرانی جایی است که باید دید، در داستانهایش غرق شدو لذت برد، باغمزار ویرانی جای است برای پیدا کردن سرنخ هایی جالب درخصوص خیلی چیزها …
باغمزار ویرانی آدرس استان خراسان رضوی، شهرستان طرقبه شاندیز (بینالود) جاده مشهد به سمت شهر شاندیز، بعد از روستای ویرانی (نورآباد، لنگر) شرق جاده ورزشگاه ثامن الائمه، در کنار زمین های موقوفه محمد ناصرخان ظهیرالدوله

نکته اول) “علیخان ظهیرالدوله” مدفون در گورستان ظهیرالدوله معروف تهران پسر ناصرخان ظهیرالدوله است. شاید این عمارت نقشی در درویشی علیخان داشته! حسن خان سالار در سال 1266 ق در خراسان طغیان کرد، امیرکبیر “محمد ناصرخان ظهیرالدوله” را مامور سرکوبی “خان سالار” نمود و او نیز در این جنگ پیروز شد و ملقب به ظهیرالدوله گردید و سرداری خراسان را از آن خود کرد.
.
.
شماره ثبت در فهرست آثار ملی ایران : 8730 تاریخ ثبت 1382/03/10 ه خورشیدی
مختصات جغرافیایی ، آب و هوا ، نقشه و … : E 59″22’38.42 N 36″24’51.40
ارتفاع از سطح دریا : 1191 متر
باغمزار از دیرباز آرامگاه بزرگان بوده و پيشينه ساختن باغمزار به دوران باستان می رسد. چنانچه در شاهنامه فردوسي درباره محل دفن رستم مي خوانيم:
به باغ اندرون دخمه اي ساختند سرش را به ابر اندر افراختند
توصيفات شاهنامه با خصوصيات كالبدي آرامگاه كورش نیز سازگار است، چرا كه در سطحي بلندتر از سطح زمين، در ميان فضايي باز و احتمالاً در ميان باغي قرار داشته كه از فاصله دور قابل مشاهده بوده است و قرار دادن مزار در میان باغ هم، نشانی از بهشت و جنت است.

اما باغمزار ویرانی ما کمی متفاوت بود، یعنی این کلمه ویرانی باعث سردرگمی من شده بود، راننده آژانسی که با او بودم، پس از کلی کلنجاری که با خودش رفته بود، در نهایت از من پرسید؛ آقا برای چی می خواهید به باغمزار بروید! آخر معمولا باغمزار ویرانی، مکانی است که تماشاگران قبل از رسیدن به ورزشگاه، در آن خودسازی می کنند! پس خیالم راحت شد که قرار است طبق معمول یک مکان مخروبه و ویران را ببینم، اما یک مشکل دیگر هم بود، روستای لنگر، نامی که محل قرار گرفتن باغمزار ویرانی در اسناد، از آن یاد شده بود، روستایی که وجود خارجی نداشت! در هر صورت، به عمارت زیبای باغمزار ویرانی رسیدم، عمارتی که پیرامون آن پر بود از درختان کهن سال

نامهای دیگر باغمزار ویرانی (خانقاه): خانقاه ویرانی وِی رانی، ویرانیو، ویرانو و خانقاه لنگر
پیرامون نام (وجه تسمیه) :
1) باغمزار ویرانی؛ به دلیل آنکه قبلا اینجا باقی مصفا بوده و بعدها رها و رو به ویرانی گذاشته است به آن ویرانی گویند البته برخی می گویند حمله مغول به این روستا باعث ویرانی آن شده و نام قبلی آن لنگر بوده و نامهای دیگر آن وِی رانی، ویرانیو، ویرانو بوده البته این ویرانی به زمان حمله مغول به ایران است
2) خانقاه لنگر؛ در لغت نامه ها، مكانی را لنگرگويند؛ که در آنجا همه روزه طعام به مردم و فقرا دهند، یا محل اجتماع يا خوردنگاه صوفيان باشد، جائي که هر روز از آنجا به مردم طعام برسد، به معنی نوانخانه و پناهگاه بینوایان و برخی هم به خانقاه لنگر گویند.
نکته دوم) شاید با این توصیفات معنی ضرب المثل “کنگر خورده و لنگر انداخته” برای ما روشن شده باشد، البته شاید!

امکان بازدید باغمزار ویرانی (خانقاه): بازدید از محوطه بیرونی باغمزار ویرانی مهیاست ولیکن دربهای آن بسته است و ورود به داخل عمارت امکان پذیر نیست.
پیشینه و تاریخچه : اخی علی قتلقشاه (قتلق شاه ، قتلغشاه) پس از شیخ عبدالله غرجستانی به عنوان خلیفه و بزرگترین شیخ فرقه کبروی در این عمارت که به عنوان خانقاه بود استقرار پیدا کرد و پس از مرگ اخی علی قتلقشاه (قتلغشاه) به عنوان مقبره ایشان در نظر گرفته شده است. (به روایت مولف مجمل فصیحی و عبد الحمید مولوی) می گویند؛ خراسان و توس مرکز صوفی گری زمان بوده.
نکته سوم) غرجستان یکی از ولایات کشور افغانستان است.
اما بد نیست کمی درباره فرقه کبرویه بدانید؛
در طي قرون ششم تا هشتم هجري فرقه هايي از تصوّف، در جهان اسلام پديد آمدند که مهم ترين آنها يسويه، نقشبنديه و کبرويه بودند. «يسويه» که مشتق از نام «خواجه احمد يسوي» بود و از اهالي شهري که بعدها به نام ترکمنستان خوانده شد؛ فرقه «نقشبنديه» که نام خود را از «بهاءالدين نقشبند» اهل بخارا گرفته بودند و «کبرويه» که نجم الدين کبري آن را در خوارزم پايه گذاري کرد (مرقد احمدبن عمربن محمد خیوقی خوارزمی کنیه ابوالجناب ملقب به نجم الدين کبري در خوارزم است) یکی از مريدان نجم الدین فردي به نام سيف الدين باخرزي (وفات 659 ق) بود که شاخه اي از کبروي را در بخارا تأسيس کرد که دست کم تا قرن چهاردهم قدرتمند باقي ماند. مقبره سيف الدين ( سیفالدین ابوالمعالی سعیدبن مطهربن سعید باخرزی مشهور به شیخ العالم ) در بخاراست و به عنوان محل زيارتي براي خانقاه صوفيان است و مرکز فعاليت هاي مؤسسات کبروي در بخارا به شمار ميرفت.

ويژگي هاي مهم طريقت كبرويه عبارت اند از: تأكيد بسيار برشريعت و جدا ندانستن ظاهر و باطن از هم، اهميت آداب طريقت و ضرورت خرقه، ضرورت تبعيت مطلق از پير، اهميت خلوت و تلقين ذكر، اهميت خاموشي و سكوت، نمادپردازي رنگ در شهود عارف، اجتماعي بودن طريقت كبرويه در عين تأكيد بر خلوت و عزلت، اهميت سماع.
از همان ابتداي ظهور تصوف مي توان دو نوع طريقت را در عرفان اسلامي مشاهده كرد؛ يكي تصوف عاشقانه با وجد و حال و شوريدگي و سكري است كه رهروان آن بيشتر به تصوف حسين بن منصور حلّاج، بايزيد بسطامي و ابوسعيد ابوالخير نظر داشتند؛ و ديگري مكتب علمي تصوف، معروف به طريقة صحوي بوده كه بيشتر به آداب و سنن و اوراد و اذكار توجه داشته است.
صوفيه بر اين باورند كه براي رسيدن به مذكور بايد اسامي خدا را گفت؛ چون خداوند در اسامي خود حضور دارد. (ذکر یعنب تكرار اسم يا اسامي خدا) در طريقة كبرويه بر ذكر لا اله الا الله تأكيد است كه ذاكر با نفي ما سوي الله، هستي مطلق را اثبات مي كند. اين ذكر و اذكار ديگر به نور تبديل مي شوند و قلب را به طبيعت نوراني خود برمي گردانند. ذكر به دو گونة زباني و قلبي تقسيم مي شود و در طريقت كبرويه برتري با ذكر خفي و قلبي است و آن نيز متناسب با مراتب قلب، مراتب گوناگوني دارد كه در مراتب بالاي آن، ذكر، ذاكر و مذكور با هم يكي مي شوند و در اين هنگام مذكور در ذاكر ذكر مي گويد و ذاكر به ذكر دوام و در نتيجه شهود خدا مي رسد؛ تمام ابعاد وجودي شخص اتحاد مي يابد و ذكر الله الله سر مي دهند.

سوداي سفر از ذكر بود از ذكر شود، مردم سفری
کبرویه در زمان حمله مغول، خصوصاً در مشرق ایران، رونق فراوان داشت و مشایخ آن در عهد خوارزمشاهیان و ایلخانان ، از خراسان و ماوراءالنهر تا شام و آسیای صغیر، در نشر آن کوشیدند. سلسله کبرویه در قرن نهم دارای انشعاباتی شد، بین دو تن از مدعیان جانشینی، یعنی سیدمحمد نوربخش (متوفی ۸۶۹) و سیدعبداللّه برزش آبادی (متوفی ح۸۹۰)اختلاف افتاد و گروهی به نام نوربخشیه طرفدار سیدمحمد نوربخش، و گروهی نیز طرفدار برزشآبادی شدند. شعبه برزشآبادی بتدریج ذهبیه خوانده شد، بدین ترتیب، سلسله نوربخشیه و ذهبیه استمرار سلسله کبرویه و منشعب از آن است.

نکته چهارم) در کتاب روضات الجنان قید شده است که سیدعبداللّه برزش آبادی عمارت خانقاه را در ویرانی بنا نموده است.
زنهار مزن تو طعنه بر درویشان هستند ایشان چنانچه هستند ایشان
خواهی که بدانی که کیانند ایشان یک عالم مس بیار و یک جو زایشان
شعری منتصب به نجم الدين کبري

دوران و بانی باغمزار ویرانی (خانقاه): در دوران ایلخانی و زمان حکومت سلطان ابوسعید بهادر (آخرین ایلخان ایران 716 تا 736 ه ق) و به احتمال فراوان توسط جد سید عبدالله بنا شده است ولیکن در در کتاب روضات الجنان قید شده است که سیدعبداللّه برزش آبادی “باغمزار ویرانی” را بنا نموده است و اینجا مکانی بوده برای تدریس و یا اسکان کبرویه ها و خانقاه آنها. مالکیت فعلی بنا در اختیار سازمان اوقاف و امور خیریه مشهد است.

مشخصات و معماری باغمزار ویرانی:
محوطه باغ در حدود 7500 متر مربع مساحت دارد و باغمزار ویرانی تقریبا در وسط محوطه قرار گرفته است باغمزار ویرانی (خانقاه) دارای پلانی مربع به ابعاد 20.5 در 18.80 متر است. مدخل اصلی باغمزار ویرانی (خانقاه) در ضلع شرقی که کوچکتر می باشد تعبیه شده اما 2 ضلع بلندتر شمالی و جنوبی دارای ورودی و ایوان هستند. ضلع شرقی که قطعا ایوانی رفیع تر از اضلاع دیگر داشته فعلا دارای ایوانی همانند دیگر اضلاع است. در طرفین مدخل شرقی باغمزار ویرانی (خانقاه) 2 پلکان برای ورود به پشت بام تعبیه شده است.

ضلع غربی که روبری مدخل اصلی باغمزار ویرانی (خانقاه) قرار دارد دارای سکویی در وسط و دو اتاقک در طرفین است، این اتاقکها به ابعاد نامنظم و به عنوان چله خانه استفاده می شده. در سکوی میانی، مقبره گونه ای فاقد سنگ و کتیبه قرار دارد و انتهای سکو هم شامل مدخلی است که به بیرون باغمزار ویرانی (خانقاه) می رسد که در دوره های بعدی آنرا مسدود نموده اند.

در نمای بیرونی باغمزار ویرانی (خانقاه) ضلع غربی ورودی دو اتاق در طرفین مدخلی که مسدد شده است به چشم می خورد، به گونه ای که هر دو اتاق به ظاهر می تواند بی ارتباط با فضای داخلی ساختمان باشد.



مصالح باغمزار ویرانی (خانقاه) از آجر و گچ بوده و عوامل تزئینی زیادی در بنا مشاهده نمی گردد. از تزئینات باغمزار ویرانی (خانقاه) می توان به طاقنمای هلای شکل اطراف ایوانها و همچنین به گچبری هایی از نوع رسمی بندی از نوع بناهای دوره تیموری در داخل بنا اشاره نمود.

نکته پنجم) این بنا از نظر پلان شباهت بسیار زیادی با بنای موجود در شهر توس (هارونیه) دارد. گرچه هارونیه به مراتب عظیم تر و با هیبت تر از بنای باغمزار ویرانی است اما شباهت های پلان دو بنا و زمان ساخت آنها شاید موید این باشد که معمار هر دو بنا یکی باشد.
نکته ششم) زمانی که من در آنجا حضور داشتم امکان بازدید از داخل باغمزار ویرانی به دلیل بسته بودن مهیا نبود و این تصاویر و توضیحات داخلی بنا از سند ثبتی اثر کپی و در اینجا گنجانده شده است. و نکته دیگر آنکه در زمانی که من آنجا بودم چند نفری در خرابه ای ویران که به احتمال فراوان از ملحقات باغمزار ویرانی بود و در جنوب عمارت بود، در حال خودسازی و … بودند.

ته نویس اول) بازدید من از این بنا در شهریور 91 انجام شده و به احتمال فراوان تغییراتی در این عمارت صورت گرفته است، یک راه حل پیش پای من بگذارید؛ حدود 10000 سفر بدون گزارش دارم که فرصت نکرده ام درباره آنها بنویسم! چه کنم!!
ته نویس دوم) این گزارش را بدون اجازه و با افتخار تقدیم می کنم به بانو زهره سادات که در مزار شریف به یاد من بود و من در گزارش باغمزار به یادش بودم.
اسناد ثبتی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری
کتاب مزارات ایران نویسنده غلامرضا جلالی
کتاب جستجو در تصوف ایران ، نویسنده عبدالحسین زرین کوب
کتاب روضات الجنان و جنات الجنان ، نويسنده: حافظ حسين كربلائي تبريزي
کتاب مجملالتواریخ معروف به مجمل فصیحی نوشته احمد بن جلالالدین محمد (فصیح خوانی) در قرن نهم هجری
مقاله ذكر در طريقة كبرويه نوشته دكتر سيد نادر محمدزاده
تحقیق بانو مهری کامل در خصوص مرمت و بهسازی باغمزار ویرانی
گزارش افول کبرویه در آسیای مرکزی، نوشته دوين دويس، مترجم: مژگان پورفرد در نشریه تاریخ اسلام زمستان 1386 شماره 32
سفرنویس | SafarNevis برگزاری تورهای تهران گردی، ادیان گردی ، آرامستان گردی و معرفی ناشناخته های ایران زمین
دروود
جالب بود و کاملا جدید!
ماشاا… 10000 سفر! تنها پیشنهادم اینه که فعلا سفر نرید!!
راستی جناب شهریاری برش و سه بعدی پلان های عمارت رو خودتون تهیه می کنید یا از منبع اتخاذ میشه؟
شهریار: می خواهم سفر نروم و بنویسم ، اما نمی شود. بیشترشان از کتابها و … تهیه می شود و تنها برخی توسط خودم
سلام
خوشحالم که متوجه این بنا هم شدم… روستای ویرانی مشهد جاهای دیدنی دیگری را نیز دارد اما من این یکی را نمیدانستم. مستدام باشید.
شهریار: سلام بر شما، امیدورام در سفر بعدی شما از مشهد ، گزارش این عمارت را از زبان شما بخوانم
جاودانه باشید با این گزارش کامل تون ؛ شما با ده هزار سفر نانوشته ، دست ناصر خسروی قبادیانی و سعدی رو از پشت بستید !!!!
شهریار: البته 10 هزار مکان سفر نه 10 هزار سفر
درود جناب شهریار
ای وای من
چقدر این روزها دغدغه برای نوشتن و گزارش دادن از ویرانی ها وجود داره
موجش انگار همه جای ایران رو گرفته
حتی شهر کوچک من رو
براتون دعا می کنم یک نیروی زیادی خدا بهتون بده برای نوشتن و نوشتن
پایدار باشید
شهریار: سپاس از مهر شما و آرزوهای خوبتان
سلام آقا شهریار …. منو بردی به دوران کودکی … یادش بخیر…. از دوران بچه گی که یادم میاد من دوران خوشی رو اینجا گدروندم … اینجا و زمینهای اطرافش در اجاره شوهر عمه ام بود … همیشه توی زمینهای اطرافش چیزی میکاشت … من هم که زمانی مدرسه ها توی تابستون تموم میشد همش اینجا بودم … چقدر دوران خوشی رو اینجا داشتم
چقدر بازی , استراحت … همیشه دونبال تاریخش بودم … یک چیزایی هم پیدا کردم و خوندم …. ممنون از اینکه زحمت کشیدی و مطلب گداشتی …
واسه چند لحظه رفتم توی دوران بچه گی … گل بازی … توی جوب کنارش شنا مردن … استخر سمت شمال شرقی همیشه آب که میشد من و پسر عمه هام و چند نفر دیگه همش در حال شنا بودیم… هی ی ی ی ی … ممنون لحظه های خوبی رو برام یادآوری کردی …
شهریار: سلام بر شما ، خوشحالم که چنین شد و شما را با خاطرات خوبتان پیوند زدم
در ضمن اون جایی که اون پراید در حال خود سازی بود دقیق یادمه 20 سال پیش یه برجک بود مثا برج دیده بانی که خراب شد . یکی دیگه هم در ضلع مقابلش بود . متاسفانه هیچ اثری ازش نمونده .
پشت اونها هم که الان در تصرف زوری نیروی هوایی ه یه قبرستان بود که معروف بود به قبرستون مغول ها ….
شهریار: با یک محلی آنجا آشنا شدم، و قرار شد من را به قبرستان مغولها ببرد ، البته من رو برد سر یک زمین کشاورزی ، می گفت اینجا قبلا آرامستان مغولها بوده، نمی دانم راست می گفت یا دروغ!! خیلی دوست دارم بیشتر از گورستان مغولها بدانم و اینکه چه خصوصیتی داشت و چرا می گفتند مغولها، راستی الان وضعیت باغمزار ویرانی به چه شکل است ، مرمت شده یا تخریب!!؟؟
سلام جناب شهریار نه مرمت شده ونه تخریب و از سال ۹۱ به همان شکل باقی مانده است
شهریار: سلام بر شما، افسوس و هزار افسوس
آفرین بر شما خیلی زحمت کشیده اید.
شهریار: سپاس
سلام
گزارش جالبی بود…معماری دوران ایلخانی و دوست دارم..
شهریار: شما لطف دارید
سلام.یکی از بزرگترین مشکلات سفرنویسی اینه که معمولا” سرعت سفر کردن بیشتر از سرعت نگارش سفره و تقریبا” همه سفرنویسان کمابیش با چنین معضلی روبرو هستند. ولی انصافا” جنابعالی با 10000 سفر نانوشته رکورد دار هستید. امیدوارم با یک برنامه ریزی صحیح موفق به نگارش همه آن نانوشته شوید. سرفراز باشید
شهریار: تاکید می کنم 10 هزار مکان سفر، البته نوشتن کنکاشانه و ریزبینانه هم موضوع را کمی سختر می کند وگرنه نوشتن درباره آن چه که دیده ایم سهل است ، اما موشکافانه نوشتن و حواشی آن زمان بر می شود
سلام بر دیده بان آثار فرهنگی….پایدار باشید و موفق و ….
در رابطه با سوالتان:راستش من مشکلی نمیبنیم که دخترتان هم در آن سفر همراهیتان کند فقط توجه داشته باشید که بعد از تاریکی هوا اصلا تنها به خیابان نروید و کلا در همه مکانها مراقب جیب برها و دزدها باشید..نایروبی یکی از نا امن ترین شهرهاییاست که من تاحالا دیده ام
شهریار: سلام و سپاس از پاسختان و صفتی که خنده بر لبانم نشاند، البته کمی غلو آمیز است
با قسمت پنجم سفر تركيه بروزم ….
من اصلا در هيچ جايي اين مكاني رو كه شما معرفي كرديد رو نديده و نشنيده بودم ….
اون تيكه خود سازي تيكه بود ها …..
گويا عازم سفريد …. سفر كردستان و آذربايجان …. اومديد اروميه در خدمتيم …. فقط قبلش بگيد كه ما از شهر در بريم …… خنده …..
شوخي كردم …. ما هستيم…
شهریار: خواندم و لذت بردم ، من برنامه را اجرا نمی کردم و سرپرست یکی از دوستان است ،البته مطمئن باشید دعوت شما لبیک خواهم گفت
سلام.بسیار جالب بود من که سالهاست مقیم مشهدم وبه دفعات از ویرانی گذر کرده ام از چنین مکانی اگاهی نداشتم.موفق باشید
شهریار: سلام ، خوب خدا را شکر ، شاید باعث شود که به شهر خود نوعی دیگر بنگرید، منتظر کنکاشهای شهر شما ، از زبان خودتان هستم
سلام جناب شهریار
بسیار سپاسگزارم از لطفی که در حق من روا داشتید. جدای از دعای خیر کردن در این سفر، من ایمان دارم نه تنها من بلکه هر کدام از دوستان دور و نزدیک سفرنویس به هر جایی که سفر کنند با دیدن آرامستانها نیز یاد شما خواهند افتاد و اگر بتوانند عکسی به یادگار برایتان خواهند گرفت.
خدا می داند در این سفر چند بار بلند گفتم: وای چه قبرستونی!!! و آقای راننده اگر توانسته نگه داشته و گرنه داغ دیدنش به دلم مانده.
می دانم که عشق دیدن افغانستان در دلتان هست و امیدوارم هر چه زودتر نصیبتان شود. افغانستانِ دیجیتال نشده را هر چه زودتر باید رفت و دید.
همیشه در سفر…
شهریار: درود بر شما ، البته من هر زمان ماشین های کاروان و سفری می بینم یاد شما می افتم ، نمی دانم چرا ، یکی از آرزوهایم خرید چنین ماشین های بود ، هر شب خوابش را می دیدم ، یک آرشیو کامل از مدلها و … این گونه ماشین ها دارم، من که دیگر بعید می دانم صاحبش شوم ، برای شما چنین آرزویی می کنم
سلام جناب شهریارآنقدر گزارشتون کامل بود که فقط میگم ممنونم به خاطر اطلاعاتی که دادید.
شهریار: شما لطف دارید ، یک نکته امیدوارم آرزوی شما و پسرتان محقق نشود (فوتبال را می گویم)
سلام آقای شهریار یعنی نه برد نه باخت؟ آخه من می گویم ایران ببرد امین میگوید نبرد. شما منظورتون کدام یک است؟ الف یا ب؟(نظر من و پسرم مخالف است)
شهریار: ما دوست داریم ایران ببرد ، اما زورمان نمی رسد و پسرتان پیروز می شود
سلام شهریار خان خسته نباشید خدا قوت واقعا حرف نداره عالی.عالی لذت بردم از هنرتان.امروز در شهرمایعنی داراب جشنواره گل محمدی هست حتما توی سایت داراب انلاین نگاه کنید خیلی جالبه واقعا جای شما خیلی خالیه برای تهیه گزارش حتما سال یا سالهای اینده تشریف بیاورید با خانواده بزرگترین دشت گل محمدی دیم جهان هست منتظرم حتما
شهریار: سلام بر شما، از دعوتتان ممنونم ، اما چه کنم که برنامه های سفر از قبل بسته شده ، اما به زودی به شهر شما سفر خواهم کرد، به امید دیدار
درود بر شما
اطلاعات بسیار جامع و کاملی ارائه دادید، سپاسگزارم.
بارانی باشید، شاد و باطراوت.
شهریار: سلام بر شما، خوب در سفر هستید و می نگارید، به امید دیدار
سلام سری هم به باغمزار کاشمر بزنید -مدفن امامزاده سید حمزه –
ویرانی بورس مبلمان و سرویس خواب هم هست ما چند ماه پیش آنجا بودیم
شهریار: سلام بر شما ، باغمزار کاشمر یکی از باغمزار های شهره ایران است که هنوز سعادت دیدارش را نداشته ام!
درود بر شما
راستش نام این پست دلگیرم کرد هنوز نخوانده از اسمش پیداست که ویران شده
اما خوشبختانه خیلی بهتر از تصور من بود و مرسی برای اطلاعات طریقت کبرویه گاهی فکر میکنم هیچ چیز واقعی و خالص نیست چون هر دینی هر تفکری هم اعتقاد و مذهبی دست خوش خیلی حوادث شده و آنچه ما الان اون رو دین یا مذهب و اعتقاد میدونیم در واقع باور یکسری افراد بوده که به ما رسیده نه اصل آن
شهریار: سلام بر شما، واقعیت هم همین است نه فقط در مورد ادیان و باورها و … در مورد همه چیز، تاریخ را قالب ها می نویسند!
تشکر و قدردانی از زحمات شما.عکس وگزارش خوب و خواندنی.
شهریار: سپاس از محبت شما
سلام
مطالب جالبی بود
من هم با دانلود نشریه بهار نارنج به روزم
ممنون میشم تشریف بیارید
شهریار: درود ، آمدم دانلود کردم و خواندم و لذت بردم سپاس
واقعا متشکرم در حال بررسی عرفان و تصوف دشت توس و گلمکان هستم مطالب بسیار به دردم خورد .سلامت یاشید و موفق .راستی به وبلاگ من بیاید درباره گلمکانه .جاهای دیدنی زیاد داره معرفی کنین تو وبلاگتون .مثلا چشمه سبز چشمه مقدس زرتشتیان و قبر یزدگرد اول ساسانی در آن.مزار عبدالرحمن گهواره گر عارف بزرگ همدوره اخی علی قتلقشاه.
یه کتاب هم تالیف کردم به نام ” گلمکان” .منتظرنظر شما در وبلاگم هستم.
شهریار: آمدم ، خواندم و لذت بردم ، از تلاش شما برای معرفی گلمکان سپاس گزارم، امیدوارم مشافر شهر شما باشم به زودی
aasدرود بر شما، بسیار عالی و کامل بود.
شهریار: سپاس از نگاهتان
سلام. خیلی ممنون که اطلاعات خوبی را به اشتراک میگذارید. ماشاالله 10.000 جای دیده و ننوشته ،همه رو مشتاق میکنه….
پیشنهاد میکنم مسیر دسترسی به بنا رو هم نشون بدهید. متاسفانه در ایران معمولا راه دسترسی را دقیق اعلام نمیکنن و معمولا هم گوگل مپ نداره و معمولا تر هم !!!! قبل از رسیدن بهبنا آنتن دهی موبایلها از بین میره ….. من شده برای یافتن یک بنا دو روز گشتم ولی پیدا نکردم.
شهریار؛ سلام بر شما
روی سایت ، نقشه پوینت شده
سلام و درود جناب شهریار وهمه دوستان
امروز به تاریخ یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲ به اتفاق خانواده رفتیم مزار ویرانی ….
واقعا افسوس که هرروز ویران تر میشود آب قنات ها به شدت کم شده ساخت و سازهای باغ ویلاهایی که اصلا با معماری محیط هم خانی ندارند تخریب زمین و فرسایش بی رویه خاک تغییر کاربری اراضی و خلاصه یه مشت غم وغصه خوردیم به جای توت های درشت و نقلی شیرین و آب قنات سرد که خیلی کم شده بود نمیدانم دارند با این خاک چه می کنند حاکمان نادانش…
اگر مزار ویرانی جاذبه توریستی و یک مکان تاریخی نیست پس چیست ؟؟؟کاش کسی بود که بداد میرسید
متشکرم از شما جناب شهریار عزیز
شهریار: به امید روزهای خوب برای سرزمین ایران
سلام کسی از خسرو ویرانی هم اطلاعاتی داره؟مربوط به تاریخچه ی همون مکانه.
سلام
جدا مفید بود و استفاده کردم
شهریار: سلام بر شما، سپاس از مهربانی
یادش بخیر بچگی ها چقدر با فامیل میرفتیم اونجا توت خوری، ولی الان دیگه فکرنکنم مکان مناسبی برا خانواده ها باشه
شهریار: من به تازگی به آنجا نرفته ام، و اطلاعی ندارم
سلام دوست عزیز، امروز به همراه همسر و فرزندم به باغمزار، واقعا عالی بود. من در این مکان حسی را تجربه کردم که قبلا فقط در آرامگاه شیخ ابوالحسن خرقانی تجربه کرده بودم. یک حس آرامش همراه با یک انرژی مثبت از سرمنشأ ناشناخته. تعدادی تصویر هم تهیه کردم که اگر دوست داشتید با من تماس بگیرید تا در اختیارتان قرار دهم. تقریبا هیچ تفاوتی با شرایطی که شما گزارش کردید نداشت. نکته جالب برای من آرامش حیواناتی نظیر چند سگ و دسته ای از پرندگان چاهی بود که آنجا به راحتی گذران می کردند.
شهریار: سلام بر شما، مهربان و عزیز، شوربختانه ، این وضعیت عدم رسیدگی، مربوط به کل سرزمین ایران می باشد. امیدواریم روزهای خوب برسد. مشتاقانه منتظر عکسهای شما هستم
سلام
خیلی وقت بود دنبال کسی که در این مقبره بود میگشتم داستانش طولانیه اما میگم شاید لطف این انسان بزرگ رو بتونم جبران کنم شایدم کسی باور نکنه
مردد هستم از بیانش
من الان تقریبا 17 سال 4 روزه که پاکم اگه خدا قبول کنه یه روز سرد زمستانی برج 7 سال 83 اگه کسی داستانها مواد مخدر رو بدونه من همون تهش بودم یه معتاد تزریقی کنار این باغ یعنی ضلع شمالیش پسر خالم یه چاه اب برداشته بود مقنی بود منم برای کار کار که نه برای ترک رفتم چند روزی جاش
یادمه یه روز که خیلی خیلی هوا سرد ویخ بندان بود من دیگه خماری بهم زور شد وبا دعوا باغ فرار کردم فرار نمیشه گفت یه چورایی انداختنم بیرون …………..
یادمه خیلی سرد بود هوا تازه من خمار وداغون که داشتم تویه تب خماری اتیش میگرفت نمدونم چی شد مثل یه تکیه اهن سرد کشیده شدم طرف این ارامگاه دربش قفل نبود یه درب چوبی هول دادمش باز شد رفتم داخل سرد سرد وتاریک یه بو نم خوشی هم داشت
رفتم یه گوشی نشستم به فکر این بودم چطوری پول به دست بیارم و برم مصرف کنم
نمدونم چقدر زمان گذشت نمدونم چی تویه دلم بود بعد یه مدتی پا شدم رفتم سراغ مقبرع و اون سکو چنتا پارچه سبز روسه مقبره کشیده بودن اولی رو برداشتم بعد اون یکی دیگع انگارییکی میگفت اینجا یه چیزی هس وقتی همه چیز رو زدم کنار چشمم افتاد به چنا هزار تومنی نو نو وتا نخورده گریم افتاد از خوشحالی واینکه دیگه میتونم برای این خماری ووسوسه لعنتیم یه چیزی گیر بیارم همون جا از خدا خاستم که پاک بشم واین اخرین مصرفم باشه و……….
الانم خدا شکر بابت همچی یه ادم کارتن خواب وهیچی ندار صاحب همچی شدم و 17 سال 4 روزه پاکم کسایی که امدن میدونن تویه مسیر شهرک صنعتی توس مشهد هس
هر روز که از جلو خیابون این بزرگوار رد میشم میرم کارخونه سلامش میدم نمیخام حرف روحانی بزنم اما این بزرگوار واقعا انسان شریفی بوده به من که پناه دادم وهمیشه کمکم کرده انشالله که تویه این دنیا دل هیچ کسی غمگین نباشه روزگار خوش دستتون تویه دستان خدا
شهریار: سلام بر شما، چه روایت متفاوتی از این آرامگاه نوشتید برای من جالب بود، سرتان سلامت، دلتان شاد
سلام آقا شهریار قبرستان مغول ها ب گفته بعضی ها در استخر بزرگی که اطراف مزار در شهرک پرستو قرار دارد بوده که هنگام گود برداری برای استخر استخوان ها بیرون اومدن کل قبرستان نابود شده
شهریار؛ سلام بر شما، اطلاعاتی در این خصوص نداشتم ، سپاس